دیکشنری به زبون ساده تر!
یکشنری به زبون ساده!
خواهر زن: کسی که خواهرش را میزند…
عطسه : راس ساعت سه
فروتن : آمپول
سرباز : بی حجاب
بیناموس : موشی که از قدرت بینایی بالایی برخوردار است
We Are : به ویار زنان در دوران بارداری گویند
سیتوپلاسم : (بندری) به خاطر تو پلاس و علافم
آنکارا : منظور آن کارهای بد است
مملکت : گربه مملی
عرض اندام : پهنای شکم را گویند
ازون برون : خارج از جو زمین
سوگند : خیلی افتضاح
Injury : اینجوری
Eminem : به لهجه اصفهانی، امین هستم
مورچه خوار : خواهر مورچه،فحشی که موریانه ها به هم می دهند.
کالسکه : هنگامی که یک اصفهانی یک میوۀ کال میخورد.
سیمین : نیم ساعت.
سوغاتی : بسیار عصبانی.
کره حیوانی : بیچاره ناشنواست.
فیله گوساله : فیل نفهم،فحش رایج بین فیل ها
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۲ ساعت 18:8 توسط امیررضا
|
به نام وجودی که وجودم از وجود پر وجودش بوجود آمده است