امروز به مامانم گفتم ناهار چی داریم؟

گفت مروری بر رویدادهای هفته!!!!

 .

.

.


یکی از تفریحات ایرانی ها اینه که میرن یه جنس می خرن؛

بعد میرن توی تک تک مغازه ها همونو قیمت میکنن . . .

.

.

.

داداشم داشت نماز می خوند،

منم داشتم آهنگ گوش می دادم،

دیدم وسط نماز بلند گفت "الله اكبر" فكر كردم شاید صدای موزیك زیاده، یكم كمش كردم، یك دقیقه بعد دوباره گفت "الله اكبر"

فكر كردم شاید بازم حواسش رو پرت میكنه،

كلاً موزیك رو قطع كردم،

نمازش كه تموم شد، میگم چرا اینقدر "الله اكبر" میگفتی؟

میگه منظورم اینه از این آهنگ خوشم نمیاد، بزن تِراكِ بعدى . . .

.

.

.

سر جلسه امتحان از دختره کنار دستم می پرسم:

لاک داری؟

میگه: چه رنگی!!!؟

.

.

.

وقتی تو عشق، احساساتت بیش از حد شد مطمئن باش خودت نیستى بلكه خر درونته

.

.

.

دیروز تو مترو کله ی صبح همه خواب آلود و عُنُق،

 

آویزون بودن به دستگیره ها همه تو فازِ خواب !

 

یه پسره تو یکی از این ایستگاهها به زور خودشو

 

چپوند تو گفت : خواهرا ... برادرا ...

 

واسه خرجِ بیمارستانِ بابام پول کم آوردم!

 

18500 تومن لازم دارم...!

 

یه پیرمرده درآورد 200 تومن بهش داد!

 

پسره گفت : خواهرا ... برادرا ... واسه خرجِ بیمارستانِ بابام

 

پول کم آوردم ، 18300 تومن لازم دارم !

 

اینو که گفت کلِ مترو ترکیدن از خنده .

 

خلاصه که هرکی هرچی پول خرد داشت داد بهش ...!

.

.

.

یه بنر زده بودن توی شهر که 

 

حجاب زیباست اما زیبایی نیست

 

هنوز هنگم

نظریه نسبیت این قدر پیچیده نبود برام

 .

.

.

یه بار نشد بریم تو صف عابر بانک

 

کند ذهن ترین آدم خاورمیانه جلوی ما نباشه :|

 

.

.

.

 

ﺧﺪﺍﯾﯿﺶ ﺍﺳﺘﺮﺳﯽ ﮐﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﭘﺎﺭﻩ

 

ﺑﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺗﺎﮐﺴﯽ یا اتوبوس ﻫﺴﺖ ﺩﺭ هیچ عملیات مافوق سری نیست

 .

.

.

دیشب با بابام دعوام شد آخرش كم آوردم
گفتم : اصن من گه خوردم !!

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اونم برگشت گفت : من به خورد و خوراكت كاری ندارم !
جواب منو بده :|(ازطرف yerkhy)


.

 تو خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفت

آقا ببخشید, مادر من تو اون آسایشگاه روبرو نگهداری میشه,

 من روم نمیشه چشم تو چشمش بشم چون زنم مجبورم کرد

قبول کردم و کلی هم نصیحتش کردم که مادرته بابا, اونم ابراز پشیمونی کرد

 و رفتم داخل آسایشگاه, پیر زن رو پیدا کردم

گفتم این امانتی مال شماس, گفت حامد پسرم تویی؟

گفتم نه مادر, دیدم دوباره گفت حامد تویی مادر؟

دلم نیومد این سری بگم نه , گفتم آره, پیرزنه داد زن میدونستم منو تنها نمی ذاری,

شروع کرد با ذوق به صدا کردن پرستار که دیدی پسر من نامهربون نیست؟

پرستاره تا اومد گفت شما پسرشون هستید؟

تا گفتم آره دستمو گرفت, گفت 4 ماه هزینه ی نگهداری 

مادرتون عقب افتاده , باید تسویه کنید

حالا از من هی غلط کردم واینکه من پسرش نیستم

 ولی دیگه باور نمی کردن

آخر چک و نوشتم دادم دستش,

 ولی ته دلم راضی بود که باز این پیر زن و خوشحال کردم , هر چند که پسرش خیلی ... بود.

اومدم از پیرزنه خدافظی کنم تا منو دید گفت

 دستت درد نکنه , رفتی بیرون به پسرم حامد بگو پرداخت شد , بیا تو مادر!!! :)))

.

.

.

 

قبول دارین بیسکوییت مادرای قدیم بهتر بودن؟

دیروز یکی خریدم مزه پدر میداد

.

.

.

 وقتی به زوج های عاشق میگن مرغ عشق لابد به زوج های مشکل دار میگن انگری بردز!!

 .

.

.

 امروز میخوام

ﺭﻭﺯ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﻣﻌﻠﻮﻟﯿﻦ رو

ﺑﻪ همه ی  افرادی ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ نظر گذاشتن واسه پست های منو ﻧﺪﺍﺭﻥ 

تبریک بگم